۵. شباهت با مرجع: تطابق دقیق و واژگانی
اگر نمیشود خروجی را اجرا کرد، رایجترین راه مقایسه با یک پاسخ مرجع است. این درس از تطابق دقیق شروع میکند، به شباهت واژگانی میرسد و نشان میدهد هر کدام کجا فریب میخورد.
شباهت با دادهٔ مرجع
اگر نمیشود خروجی را «اجرا» کرد، رایجترین راه مقایسه با دادهٔ مرجع است. هر نمونهٔ این داده شکل (ورودی، پاسخهای مرجع) دارد — مثلاً یک جملهٔ فرانسوی و چند ترجمهٔ درست انگلیسیاش. به پاسخ مرجع «حقیقت زمینه» (ground truth) هم میگویند. سنجههایی که مرجع لازم دارند مرجعمحوراند و آنهایی که ندارند بیمرجع.
گلوگاه این روش، ساختن خود دادهٔ مرجع است. اگر آدمها آن را بنویسند، یعنی کارکرد انسان را «استاندارد طلایی» گرفتهایم — ولی گران و کند است. برای همین خیلیها دادهٔ مرجع را با هوش مصنوعی میسازند و فقط بازبینیاش را به انسان میسپارند، که خیلی کمزحمتتر از نوشتن از صفر است.
شباهت دو متن باز را چهار جور میشود سنجید: (۱) از یک داور — انسان یا هوش مصنوعی — بپرسید، (۲) تطابق دقیق، (۳) شباهت واژگانی، (۴) شباهت معنایی. اولی موضوع درس ۷ است؛ سه تای بعدی را یکییکی میبینیم.
تطابق دقیق
پاسخ دقیقاً برابر یکی از پاسخهای مرجع است؟ این برای کارهایی با جواب کوتاه و قطعی خوب کار میکند: «۲ بهعلاوهٔ ۳ چند میشود؟»، «موجودی حسابم چقدر است؟»، «پاریس برای فرانسه مثل ___ برای انگلستان».
یک نسخهٔ آسانگیرتر: هر پاسخی که پاسخ مرجع را در خودش داشته باشد قبول است. اگر مرجع «۵» باشد، «جواب ۵ است» هم قبول میشود. ولی این دام دارد: آنه فرانک در ۱۲ ژوئن ۱۹۲۹ به دنیا آمد و جواب درستِ «چه سالی؟» میشود ۱۹۲۹. اگر مدل بگوید «۱۲ سپتامبر ۱۹۲۹»، سالِ درست داخل جوابش هست — ولی جوابش غلط است.
برای کارهای پیچیدهتر تطابق دقیق تقریباً هیچوقت کار نمیکند. «حالت چطوره؟» را میشود به «چطوری؟»، «احوالت چطوره؟»، «حال شما خوبه؟» و دهها شکل دیگر گفت. هر شکلی که در فهرست مرجع نباشد، غلط حساب میشود.
شباهت واژگانی
شباهت واژگانی میسنجد دو متن چقدر همپوشانی دارند. سادهترین شکلش: چه کسری از واژههای مرجع در پاسخ هم آمده؟ اگر مرجع «گربههای من موشها را میترسانند» باشد، پاسخ «گربههای من موشها را میخورند» بیشتر واژهها را دارد و پاسخ «گربهها و موشها همیشه دعوا میکنند» کمتر. پس اولی «شبیهتر» است.
با شمردن ساده، مثال کتاب این است: مرجع «My cats scare the mice» پنج واژه دارد؛ پاسخ «My cats eat the mice» چهارتای آن را دارد (۸۰٪)، و «Cats and mice fight all the time» سهتا (۶۰٪). همیشه هم باید تصمیم بگیرید «cats» و «cat» یا «will not» و «won't» یک توکن حساب شوند یا دو توکن.
راه دیگر فاصلهٔ ویرایشی است: کمترین تعداد ویرایش برای تبدیل یک متن به دیگری. سه نوع ویرایش داریم: حذف («کتابها» ← «کتاب»)، درج («کار» ← «کارت») و جایگزینی («کتاب» ← «کباب»). مثلاً bad با یک ویرایش به bard میرسد و با سه ویرایش به cash؛ پس به اولی شبیهتر است. به این روش «تطبیق تقریبی» یا fuzzy matching هم میگویند.
راه سوم همپوشانی n-gram است: بهجای تکواژه، دنبالههای چندواژهای را مقایسه کنید. «گربههای من موشها را» دوتاییهایی مثل «گربههای من»، «من موشها» و «موشها را» دارد. سنجههای معروف این خانواده — BLEUBilingual Evaluation Understudyسنجهٔ BLEU، ROUGERecall-Oriented Understudy for Gisting Evaluationسنجهٔ ROUGE، METEOR++، TER و CIDEr — فقط در جزئیات شمارش با هم فرق دارند. پیش از مدلهای پایه اینها برای ترجمه خیلی رایج بودند؛ امروز کمتر.
بعضی روشها جابهجایی دو حرف («mats» ← «mast») را هم یک ویرایش میگیرند و بعضی دو ویرایش: یک حذف و یک درج. n-gram یکتایی همان توکن است و دوتایی را bigram میگویند: جملهٔ پنجواژهای مثال بالا چهار bigram دارد.
در این آزمایشگاه شش سنجه را روی یک جفت پاسخ ببینید. سه نمونهٔ آماده را امتحان کنید — مخصوصاً «دام شامل بودن» و «ي و ك عربی»:
هنوز چند آزمون از این سنجهها استفاده میکنند، مثل WMT، COCO Captions و GEMv2. کیفیت پایین مرجع یکی از دلایلی است که سنجههای بیمرجع در همبستگی با نظر انسان، رقیب جدی سنجههای مرجعمحور شدند.
خودآزمایی
مرور فلشکارتهای این درس
دام سنجهٔ «شامل بودن» (contains match) چیست؟
برای دیدن پاسخ کلیک کنید یا Space بزنید
کارت ۱ از ۷